یک رهجو

نگاهی به آنچه که در آرزوهای ما بوده در هجدهمین رویداد سفر به سرزمین آرزوها

سال‌های زیادی از روزهایی که آرزو داشتم برنامه‌نویس بزرگ و موفقی بشم گذشته و سال‌های نه چندان زیادی ازهم روزی که تصمیم‌گرفتم دیگه کار برنامه‌نویسی نکنم پشت سرگذاشته شده. تصمیمی که به واسطه سال‌ها نارضایتی از وضعیتی که داشتم گرفته شد و در نهایت با...

ذهنی ابری و خاکستری

سال‌ها پیش، حدود ۴ سال پیش دقیقا با یه سوال از مجموعه‌ای که کار می‌کردم خارج شدم. مجموعه‌ای که ۱۱ سال از عمرم رو اونجا صرف کردم. موقعی که تصمیم داشتم کارم رو عوض کنم، از خودم یه سوال داشتم؛ «من چیکار دارم با زندگی خودم می‌کنم؟» این سوال به شکل و...

بازخوانی اوشین؛ ما از زندگی چه می‌خواهیم؟

مجله داستان شماره ۶۷، ویژه تابستان، ویژه ادبیات و فرهنگ ژاپن بود. این شماره از مجله داستان را که ورق می‌زنم، نوشته‌هایی که هر کدام به بخشی از خاطرات کودکیِ من مربوط می‌شد و به خاطرات ما دهه پنجاهی‌ها و دهه شصتی‌ها می‌چسبید، عین اسب چارنعلی که تو، به...

دسته‌بندی -عمومی

کوله‌پشتی یک ره‌جو در سال ۹۳

کوله‌پشتی یک ره‌جو در سال ۹۳

در فشردگی برنامه‌های کاری آخر سال، وقتی امیر مهرانی سوالی می‌پرسد که منتهای پاسخش، کنکاشی است در درون سالی که رو به اتمام است، کمی مکث کردم. اینکه برای سال ۹۳ چه چیزی در کوله‌پشتی خود قرار می‌دهم؟ کوله‌پشتی همیشه برای من همراه خوبی بوده، تا جایی که...

از نوآوری تا اجرا

از نوآوری تا اجرا

صحبت از نوآوری که به میان می‌آید، گفته‌های بسیاری از بزرگان و دانشمندان به ذهن خطور می‌کند که شاید یکی از معروف‌ترین‌های آن‌ها، سخن توماس ادیسون است. توماس در یکی از گفته‌های معروفش درباره نبوغ این‌طور بیان می‌کند که نبوغ ۱ درصد الهام گرفتن است و ۹۹...

شناخت آرزوها و باور رسیدن

شناخت آرزوها و باور رسیدن

کارگاه سه هفته‌ای من در دوره‌ی کارگاه «آینده بهتر» که با همت خیریه همگام،‌ موسسه رعد و بنیاد کودک برگزار شد،‌ پنج‌شنبه هفته گذشته به اتمام رسید و این کارگاه این هفته رسما به اتمام خواهد رسید. یکی از بخش‌های ارایه من در اولین هفته، صحبت در خصوص آرزو...

گاهی فقط بنویس

مدتی هست که نوشتن برای خودم سخت شده. از بروز نشدن وبلاگ و وب‌سایتم میشه تنبلی ننوشتن رو دقیقا دید و خورده گرفت بهم. طبیعیه که بخشیش بهانه‌های همیشگی،‌مثل زیادی کار و سر شلوغی و این مواردی هست که اگر نگم انگار نمک غذای رو فراموش کرده باشم موقع پخت...

یک پیشنهاد شغلی خوب: دریچه‌ای به سوی آینده‌ای بهتر برای همه ما

من همیشه به این موضوع معتقد بودم که چیزی را به دیگران پیشنهاد کنم، کادو بدهم یا توصیه کنم که خودم هم به آن موضوع اعتقاد یا علاقه داشته باشم. این موضوع در هر زمینه‌ای برایم صدق می‌کند. از موسیقی و فیلم و کتاب گرفته، تا پیشنهاد کردن یا نکردن شغل و محل...

قدم های کوچک ولی مستمر برای رسیدن به رویای خود بردارید

همه ما رویا داریم. رویایی درباره 5 سال یا 10 سال آینده خودمون. همه ما برای آینده ای درخشان و بهتر تلاش می کنیم. اما بسیاری اوقات کارهایی که به طور روزمره انجام میدیم، باعث میشه رویایی که در ذهن داریم خاک بگیرد و با رنگ و رویی زنگار گرفته حتی تا مرز...

از موراکامی بیاموزیم

به لطف آشنایی و هم صحبتی با دوست عزیزم امیر مهرانی که چند ماه پیش شکل گرفت، من هم با نویسنده جدیدی آشنا شدم و چند ماه میشه که بخش عمده ای از کتابخوانی من رو نوشته های هاروکی موراکامی تشکیل داده. امیر مهرانی در نوشته‌ها یا صحبت‌های خودش مثال‌ها و...

فضایی جدید برای تمرکز بیشتر برای یک ره‌جو

چند وقتی است که فضای کاری و زندگیم به واسطه حضور در دوره “شناخت توانایی‌های فردی” دوستم امیر مهرانی تغییرات مثبت زیادی داشته. قبلا در نوشته‌ها Moneygram point و گپ و گفتمان‌هایی که با دوستانم داشتم در این‌باره صحبت کردم. اما هدف از نوشتن...

تلفنی به آینده

تلفنی به آینده

زنگ تلفن ریچارد که به صدا در آمد رنگ از رخسارش پرید. اگر چیزی که همیشه در خواب و رویایش  دیده بود به حقیقت می‌پیوست چه اتفاقی در انتظارش بود؟ زنگ تلفن همیشه استرس‏زاترین صدایی است که بر زندگی‌اش سایه افکنده. همیشه از زنگ‌ تلفن می‌هراسید. عرق سردی بر...

تنها در رویا

تنها در رویا

طبقه مملو از آدم بود. همه در حال رفت و آمد بودند. یکی از اتاقش بیرون می‌آمد و یکی با وسیله‌هایش به اتاق جدیدش نقل مکان می‌کرد. همه در تکاپو و خندان. هیچ کدامشان را نمی‌شناخت. او هم مثل همه روزهای دیگر رأس ساعت مقررش لیوانش را پر از آب جوش می‏کرد...