نوشته‌های احسان طریقت

چرا ۵ صبح بیدار شدن برام مهم شده؟

تا اونجایی که در این سال‌ها یادم میاد، من آدم سحرخیزی بودم. منظورم از سحرخیزی چیزیه که شاید الان با توجه به استوری‌هایی که می‌ذارم دیده هم شده و خب هم سوال برای خیلی از دوستانم پیش اومده و هم گاهی باعث شده تعجب کنن که چطور می‌تونی مثلا ۵:۱۵ صبح...

دسته‌بندی -روزانه

برای قهرمانانم

برای قهرمانانم

سالها است که بنا به دلایلی به فرهنگ شرق، به خصوص ژاپن و کره جنوبی علاقه مندم. اگر قصد داشته باشم جایی را برای زندگی انتخاب کنم، قطعا یکی از این دو کشور در انتخاب هایم قرار می گیرند. همیشه پشتکار، ادب، آرامش، نظم، صرف فعل خواستن برای رسیدن به آن چیزی...

برای دوستم، عسل

برای دوستم، عسل

این چند روز آینده باز هم باید با یکی از دوستانم خداحافظی کنم. اون میره و من همچنان اینجا هستم. دوست خوبم، عسل به همراه همسر گرامیش از پیش ما میرن اونطرف کره زمین که زندگی جدیدی رو شروع کنن. از پیش ما دور میشن و ما براشون دلتنگ میشیم. از پیش ما میرن...

دقیقا برعکس آن سال هایم

دقیقا برعکس آن سال هایم

مدتی هست که احساس عجیبی دارم. احساس عجیبی از با مردم بودن، بین مردم بودن و در کنار مردم بودن. به گذشته های دور خود که نگاه می کنم، سر شار از انرژی و علاقه به در میان مردم و دقیقا مرکز توجه مردم بودن در خود احساس می کردم. احساس اعتماد به نفس عجیبی در...

لبخند چشم بادامی ها در نمایشگاه توانایی های ما

لبخند چشم بادامی ها در نمایشگاه توانایی های ما

دهمین نمایشگاه بین المللی تلکام هر ساله محل به نمایش گذاردن توانایی های متخصصین این حوزه در کشور بوده و حضور شرکت های خارجی را بتوان به عنوان معیاری برای ارزیابی و سنجش اهمیت این نمایشگاه نام برد. اگر مقاله ها و مصاحبه های کلیشه ای همیشگی را که...

قوانین مورفی و محل کار

قوانین مورفی و محل کار

۱٫    وقتی نمیری سر کار دنبالت میگردن باهات کار دارن. وقتی میری اصلا انگار نه انگار که رفتی ۲٫    پروژه را کد باز مینویسی کسی اصلا دنیال سورس نمیاد، کد بسته مینویسی همه عالم و آدم به کد تو علاقه مند میشند و سورس میخوان ۳٫    دیر میای اداره موقع ورود...

قوانین مورفی من و دانشگاه

قوانین مورفی من و دانشگاه

دیر میرسم به کلاس استاد حضور غیاب کرده. زود میرسم، اصلا حضور غیاب نمیکنه درس میخونم، امتحان نمیگیره. درس نمی‌خونم امتحان میگیره میرم سرکلاس، استاد نمیاد. نمیرم، کلاس تشکیل میشه با استاد دوست میشم، امتحانش را آسون میگیره، نمیشم، سخت میگیره سمینارم را...

دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن

دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن

میگه: آلبوم جدید خواجه امیری را گوش کردی؟ میگم: نه! میگه:چراااااا؟ خیلی محشره. میگم: دارم همش محسن نامجو گوش میدم. همه آهنگاش دستم رسیده. دارم گوش میدم و حال می‌کنم. میگه: تو عقبی همش! به روز باش. به شوخی میگم: فاز میده عقب بودن! میگه: همیشه دیر...

از هیچ نوشتن

از هیچ نوشتن

  اول: اونقدر مطلب تو ذهنت هست که نمی‌دونی به کدومشون فکر کنی و به کدومشون برسی. یه سریشون که مربوط به خودت هستن و میشه باهاشون یه حورایی کنار اومد. یه سریشون هم مال دوشتان و خانواده و… هستند که از ید قدرت آدم خارج و نمیشه کاری کرد. گرچه واسه هیچ...

خانه تکانی

خانه تکانی

این چند وقته یه چیزایی از مثلا بعضی دوستانم شنیدم و دیدم که خیلی خوب و عادلانه و منطقی نبوده. خیلی از شنیدن و دیدن اونها احساس خوبی بهم دست نداده. به قول یکی از دوستام که میگه من درست دوستانم را انتخاب نمیکنم، من واقعا بعضی مواقع درست دوست انتخاب...

غار تنهایی

غار تنهایی

میرم تو غار تنهایی. اونجا بهتره. دیگه نه از دل سپردن خبریه، نه از مسخره شدن، نه از سرکار بودن، نه از حرفای بچه‌گانه زدن، نه از بچه فرض شدن و نه از خیلی نه‌های دیگه. شاید من نباید به کسی دل ببندم. چه می‌دونم. شاید قسمت من از زندگی تنهایی باشه و بس و...