یک رهجو

خداحافظی تلخ؛ مریم میرزاخانی کوتاه ولی بزرگ

مرگ؛ واژه‌ غریبی که برایمان چندان غریبه نیست، ولی ما با آن غریبه‌ایم. واژه‌ای که وقتی می‌شنویم تداعی پایانی است بر یک آغاز؛ آغازی که هر بار می‌دانیم وقتی شروعی رقم زده می‌شود، باید پایانی هم بر آن تصور کرد. اما چه سخت است گاهی پایان‌هایی که در...

من و همه قدردانی هایم

ساعاتی بیشتر به پایان سال دیگر و رسیدن بهار ۹۲ نمانده است. سالی که گذشت یکی از عجیب‌ترین سال‌های عمرم بود. از هر نظر که به ۳۶۶ روزی که پشت سر گذاشتم، بیشتر به این موضوع پی می برم. سال ۹۱ برای من سال پر تلاطمی بود که در نهایت به ساحل آرامش رسیدم...

شوالیه تاریکی; از تاریکی علیه تاریکی

یکی از مزایای خواندن داستان ها و کتابهای علمی تخیلی، آزاد کردن ذهن برای رسیدن و ساختن اون چیزهایی هستش که در واقعیت برای رسیدن به آنها محدودیت داریم. این دستیابی ها از هر دسته ای، مادی و معنوی را شامل می شود. یکی از قهرمانانی که از دوران کودکی بیشتر...

دسته‌بندی -روزانه

برای آرمین! برای کسی که تا آخر عمرم به یادش هستم

طولانی ترین مسیر پراگ تا خونه رو تجربه کردم و سنگین ترین سکوت عمرم رو. روزهای چندان خوش حوصله ای رو نمی گذرندم. موبایلم زنگ زد و تصویر قدیمی ترین و صمیمی ترین دوستم روی صفحه افتاد و ترس من به واقعیت تبدیل شد. ترسی که ماه ها بود عین سایه دنبالم بود و...

خرید آگاهانه، نقد منصفانه، طرفداری متعصبانه

همین اولش بگم که اگر اسمی از آیفون و مک و ویندوز و لینوکس میارم، نه قصدی دارم و نه چیزی. فقط مثال هایی هست که دیدم. همین! مدت هاسj که موضوعی به شدت ذهنم رو مشغول کرده. موضوعی که میشه اون رو به بخشی از فرهنگ مصرف گرایی و تجمل گرایی نسبت داد، یا شاید...

همه ی ما وب زیستان

امروز داشتم مقاله دکتر مجیدی رو تو وب سایتش می خوندم. اسمش هست “ما بچه های وب”. مقاله ای که درباره همه افرادیِ که تو وب زندگی می کنن به نوعی. داشتم بهش فکر می کردم. مطلب جالبی بود. چیزی بود که هممون سال هاس باهاش درگیریم. دوستان هم سن و سال من، حالا...

تولد دوباره

تولد دوباره

همیشه نوشتن برای من لذت بخش بوده. چه به صورت مجازی و چه روی کاغذ. سالهاس که می نویسم و این کار هرچند به صورت غیر حرفه ای انجام میشه، اما حس خوبی برای خودم به بار میاره و هر باری که اینکار رو می کنم، نتیجه اش، فارغ از این که خواننده کم یا زیادی داشته...

تولد قهرمان ۵۶ ساله من

تولد قهرمان ۵۶ ساله من

    همه از علاقه وافر من به “بیل گیتس” خبر دارن. همه می دونن که من چقدر طرفدار محصولات مایکروسافت هستم و با تمام احترام به بقیه محصولات، تا اونجایی که واقعا بتونم از محصولات این شرکت استفاده می کنم. همه این محصولات و این نوآوری ها و محصولات از شرکتی...

و سیب سوم

و سیب سوم

سه سیب در طول تاریخ نقش به سزایی ایفا کرده‏اند. سیبی که آدم و حوا خوردند، سیبی که بر سر نیوتون افتاد، و سیب سوم که استیو جابز برای جهانیان به ارمغان آورد و از خود به یادگار گذاشت. این که طرفدار اپل باشیم یا نباشیم، این که محصولاتش را دوست داشته...

و اینک سی و یک سالگی

و اینک سی و یک سالگی

گاهی فکر می کنم مهم نیستم. مهم که نباشم یعنی نیستم. وقتی نباشم دیگه سعی و تلاشم برای بودن هم مهم نیست. گاهی فکر می کنم که اگر نباشم به هیچ جای دنیا بر نمی خوره. گاهی فکر می کنم…  امروز ۳۱ سالِ شدم. ۵ مرداد ۱۳۵۹ که به دنیا اومدم دقیقا ۳۱ سال پیش بوده...

اندر مصائب کار برنامه‏ نویسی در ایران

اندر مصائب کار برنامه‏ نویسی در ایران

سال هاست که تو کار برنامه نویسی هستم. نه از سر اجبار، بلکه عاشقانه این شغل، دانش، تفریح یا هر چیز دیگه ای که اسمش رو که بذارید انتخاب کرده بودم و برای دانشگاه رفتن و کار و همه مسائل دیگه ای که سر راهم بود، سختی ها رو تحمل کردم. همیشه از نشستن پشت...

برای قهرمانانم

برای قهرمانانم

سالها است که بنا به دلایلی به فرهنگ شرق، به خصوص ژاپن و کره جنوبی علاقه مندم. اگر قصد داشته باشم جایی را برای زندگی انتخاب کنم، قطعا یکی از این دو کشور در انتخاب هایم قرار می گیرند. همیشه پشتکار، ادب، آرامش، نظم، صرف فعل خواستن برای رسیدن به آن چیزی...

برای دوستم، عسل

برای دوستم، عسل

این چند روز آینده باز هم باید با یکی از دوستانم خداحافظی کنم. اون میره و من همچنان اینجا هستم. دوست خوبم، عسل به همراه همسر گرامیش از پیش ما میرن اونطرف کره زمین که زندگی جدیدی رو شروع کنن. از پیش ما دور میشن و ما براشون دلتنگ میشیم. از پیش ما میرن...

دقیقا برعکس آن سال هایم

دقیقا برعکس آن سال هایم

مدتی هست که احساس عجیبی دارم. احساس عجیبی از با مردم بودن، بین مردم بودن و در کنار مردم بودن. به گذشته های دور خود که نگاه می کنم، سر شار از انرژی و علاقه به در میان مردم و دقیقا مرکز توجه مردم بودن در خود احساس می کردم. احساس اعتماد به نفس عجیبی در...

لبخند چشم بادامی ها در نمایشگاه توانایی های ما

لبخند چشم بادامی ها در نمایشگاه توانایی های ما

دهمین نمایشگاه بین المللی تلکام هر ساله محل به نمایش گذاردن توانایی های متخصصین این حوزه در کشور بوده و حضور شرکت های خارجی را بتوان به عنوان معیاری برای ارزیابی و سنجش اهمیت این نمایشگاه نام برد. اگر مقاله ها و مصاحبه های کلیشه ای همیشگی را که...

قوانین مورفی و محل کار

قوانین مورفی و محل کار

۱٫    وقتی نمیری سر کار دنبالت میگردن باهات کار دارن. وقتی میری اصلا انگار نه انگار که رفتی ۲٫    پروژه را کد باز مینویسی کسی اصلا دنیال سورس نمیاد، کد بسته مینویسی همه عالم و آدم به کد تو علاقه مند میشند و سورس میخوان ۳٫    دیر میای اداره موقع ورود...