نوشته‌های احسان طریقت

حسرت دل سپردگی

دل سپردم به فردای تاریکت

ماندم در سکوت پژمرده خیالت.

دست کشیدی از نگاه هایم که دل داده بودم به نگاه بارانی‌ات

دلم را دور راندی از دلم که سپرده بودمش به تو با آوای پر سوز بودنم.

حسرت نشین سرای دل بی آرزوی پروازت شدم.

بودنم را، به حراج عشق تو گذاردم.

چه خالی از دیروز، فردایم را به تو بخشیدم.

نظر دهید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.