یک رهجو

رقابت در زندگی

ابتدایی و راهنمایی رو که می‌گذروندم، چندتا همکلاسی داشتم که دو تا شون معروف بودن به «دوقلوها». از طرف دیگه من دانش‌آموز ضعیفی بودم یا حداقل می‌تونم بگم من دانش‌آموز قوی‌ای به خصوص در درس ریاضی نبودم. همیشه نمره‌های امتحان‌های من به خصوص درس ریاضی با نمره این دو دانش‌آموز و همکلای مقایسه میشد. صادقانه بگم که من اون موقع درس خوندن رو خیلی بلد نبودم و بعد از اینکه دانشجو شدم تونستم درس رو به درستی بخونم که خب این موضوع ربطی به این نوشته نداره.

طبیعتا با توجه به این موضوع من نمره‌های ریاضی بالایی نمی‌گرفتم و مثلا در مقابل نمره ۱۷ ۱۸ یاحتی بالاتر اونها، من ۱۳ یا ۱۴ می‌گرفتم، همیشه به نوعی شکست رو در مقابل خودم و در یک رقابت نانوشته و غیررسمی می‌دیدیم. این موضوع یا توجه به سن و سالی که داشتم طبیعتا اذیت کننده بود و خاطره خوبی ازش برام نمونده. اما کمی که بزرگتر شدم قضیه فرق کرد. این موضوع با افراد دیگه و شکل و شمایل متفاوت دیگه‌ای ادامه پیدا کرد. به طور ناخودآگاه و ناخواسته من همیشه در یک رقابت بودم. رقابتی که چندان خوشایند نبود. این موضوع زمانی که تصمیم گرفتم تغییری در زندگیم ایجاد کنم، تغییر کرد.

رقابت ما با افراد دیگه می‌تونه نتایج خوبی داشته باشه،‌اما اگر این رقابت فقط جنبه بیرونی داشته باشه به احتمال زیاد به جمله‌ی سوالی معروفی ما رو در برهه‌ای از زندگی می‌رسونه که شاید خیلی زمان برای تغییر دادن شیوه زندگی و پیدا کردن پاسخ این سوال معروف نداشته باشیم. سوال معروف اینه: «خب که چی؟»

بخوانید  هنر تعامل با زندگی

این موضوع با خوندن کتاب دویدن موراکامی کمی برام روشن‌تر شد‌. موراکامی در کتاب «از دویدن که حرف میزنم از چه حرف میزنم» درباره خودش و اینکه روزانه برای حدود ۲۰ سال، نیم ماراتن دویدن رو ادامه میده صحبت می‌کنه. موراکامی هر سال در یک مسابقه دوی ماراتن شرکت میکنه و تلاش می‌کنه تا در رقابت با خودش رکورد بهتری به جای بگذاره‌. در واقع مهمترین رقیب موراکامی خودش هست.

این اتفاق برای همه ما می‌افته. ما در ماراتن زندگی هر روز و هر لحظه در رقابت هستیم. رقابتی که رقیب اصلیمون خودمون هستیم و باید تلاش کنیم با تغییراتی که در زندگی خودمون ایجاد می‌کنیم، نسبت به روز قبل رشد بهتر و بیشتری رو تجربه کنیم. در این مدت یاد گرفتم که باید در رقابت لحظه‌ای با خودم باشم. باید رشد و پیشرفت دیگران رو ببینم و عیار خودم رو به عیار موفق‌ترین افراد برسونم ولی رقابت اصلی با خودم هستش. کسی که باید شکست داده بشه، خود من در روز گذشته‌ام هست و کسی که بهم غلبه می‌کنه خودِ فردای من هست. این اصل و نکته مهمی در راه پیشرفت هست که نباید فراموشش کنیم. رقیب اصلی من، خود من هستم.

پست‌هایی که احتمالا دوست دارید بخوانید

نظر دهید