یک رهجو

همه چیز را مدرن نکنیم

دایره و نی میزند! آن هم در مجلس ختم یکی از اقوام. ۴۰ روز گذشته و در مجلس ختمی مرتبط با همین موضوع نشستیم. بگذریم از همه تیپ‌ها و لباس‌ها و آرایش‌ها و … بگذریم از پذیرایی و شام و چیدمان و دکوری که زده شده. از چیزی که نمی‌توانم بگذرم، سوگواری این عزیز از دست رفته است. کسی که به قول مداح گرامی، نبودنش ضایعه‌ای است بس بزرگ.
صدای نی و داریه و صدای رسای خواننده گرامی که با اجازه از این به بعد مداح نمی‌نامم او را، بیشتر به مثالی از کنسرتی می‌ماند که در بخش VIP آن نشسته‌ای و داری فیض می‌بری.
چه قشنگ‌تر بود که در این مجلس از خاطرات بزرگ فامیل و فرزندان می‌شنیدیم و بهترین لحظات بودنش را مرور می‌کردیم؛ می‌نشستیم و با هم گپ می‌زدیم و می‌گریستیم ‌و در مدحش سخن می‌گفتیم؛ نه اینکه در کنسرتی بنشینی و فایل‌های آشنای موسیقی نوازنده‌ها و خواننده‌های بزرگ کشورم را بشنوم. یاد بگیریم همه چیز را مدرن نکنیم.

بخوانید  برای آرمین! برای کسی که تا آخر عمرم به یادش هستم

نظر دهید