یک رهجو

بوی خوش یک زن: زندگی مثل رقص تانگو نیست!

فیلم‌ها منابع خوبی برای یاد گرفتن هستند. برای من که روزانه وقتی رو برای دیدن فیلم یا سریال اختصاص میدم، این مدیای جذاب می‌تونه بخشی از آموزش من رو به عهده بگیره. به همین دلیل سعی خواهم کرد از این به بعد صحنه‌ها یا دیالوگ‌هایی که آموزنده هستند رو با شما به اشتراک خواهم گذاشت. و برای شروع چه چیزی بهتر از بهترین فیلمی که تا حالا با اینکه بارها و بارها این فیلم رو دیده‌ام، اما ذره‌ای از جذابیتش کم نشده.

در یکی از بهترین صحنه‌های فیلم بوی خوش یک زن، جایی که کلنل اسلید از دختری که منتظر رسیدن دوستش نشسته، دعوت به رقص تانگو می‌کنه، دختر در جواب منفی که به این درخواست میده دلیلش رو بلد نبودن تانگو اعلام می‌کنه. کلنل اسلید هم در جواب میگه که تانگو مثل زندگی نیست و این همون دلیله که تانگو رو جذاب می‌کنه. در تانگو وقتی اشتباه می‌کنی باز هم باید ادامه بدی…

کلنل اسلید، نظامی سابقی که به دلیل از دست دادن چشم‌هاش به علت انفجر نارنجکی در یک تمرین نظامی، در حال حاضر انگیزه‌های زندگیش رو از دست داده، به سفری کوتاه میره به این امید که در انتهای سفر به زندگی خودش خاتمه بده. اما با اتفاقاتی که رد این سفر می‌افته مجددا به زندگی بر می‌گرده. در جایی از این فیلم اسلید میگه که همیشه می‌دونسته راه درست کدومه، ولی به دلیل اینکه سخت بوده از انتخابش سرباز زده…

این فیلم شرح و روایتی دقیق از زندگی خیلی از ما هست. داستانی که بین انتخاب مسیر درست یا غلط،‌به دلیل سختی انتخاب مسیر درست‌تر، به سمت مسیر غلط کشیده‌ می‌شیم و در نهایت خودمون رو بازنده‌ای می‌دونیم که زندگی مسبب باخت ما بوده! نگاه درستی که ما به داشته‌ها و نداشته‌هامون داشته باشیم و به انتخاب‌هایی که برامون میشه یا انتخاب می‌کنیم می‌تونه در نگاه ما به برنده یا بازنده بودن ما تاثیر بگذاره.

می‌تونیم به عنوان نگاه درست، لیستی تهیه کنیم از اهدافی که داشتیم و انتخاب‌هایی که کردیم. انتخاب‌های درست یا غلط‌مون رو بنویسیم و اگر انتخابمون غلط بوده، راه‌حل درست رو در مقابلش بنویسیم. لیستی که داریم چقدر بلندبالا شده؟ چقدر زندگی در برنده یا بازنده بودن ما دخالت داشته؟ بین دو مسیر سخت ولی درست، یا آسون ولی غلط کدوم رو انتخاب کردیم؟ با خودمون صادق باشیم.

نظر دهید