یک رهجو

از موراکامی بیاموزیم

به لطف آشنایی و هم صحبتی با دوست عزیزم امیر مهرانی که چند ماه پیش شکل گرفت، من هم با نویسنده جدیدی آشنا شدم و چند ماه میشه که بخش عمده ای از کتابخوانی من رو نوشته های هاروکی موراکامی تشکیل داده. امیر مهرانی در نوشته‌ها یا صحبت‌های خودش مثال‌ها و تمثیل‌های زیادی از این نویسنده داشت که باعث شد من برای کنجکاوی هم که شده با خواندن کتاب “از دویدن که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم” به نوعی پاسخی برای حس کنجکاوی خودم داشته باشم. و چه خوب بود اولین کتابی که خواندم.

Murakami

نوشته های موراکامی سرشار از نظم، فکر کردن، موسیقی جاز، غرب و حتی گربه هستش! اما خود موراکامی چه آموزه‌هایی برای ما می‌تواند داشته باشد؟ چند روز پیش به طور اتفاقی مقاله ای دیدم که در همین رابطه صحبت کرده بود. البته که با رویکرد کارآفرینی. اما من نگاهی شخصی‌تر به موضوع می‌اندازم. چیزی که حداقل باعث شده این چند وقت بهش فکر کنم.

موراکامی در مورد استعدادی که داشته شاید چندان جدی نبوده، اما در یک لحظه خاص (وقتی داشته ورزش مورد علاقه‌اش یعنی بیسبال می‌دیده) به این نتیجه می‌رسد که باید نویسنده شود!. زمانی که این حس را پیدا می‌کند، صاحب یک بارِ موسیقی جاز (که از علایقش هست و در نوشته هاش هم زیاد بهش اشاره می کنه) بود. در سال ۱۹۷۹ اولین رمانش به آواز باد گوش بسپار منتشر شد و در همان سال جایزه نویسنده جدید گونزو را دریافت کرد. بسیاری از ما شغل و یا تخصص‌های مختلفی داریم. برنامه نویسی، نویسندگی، وبلاگ نویسی، نقاشی، موسیقی و بسیاری کارهای دیگر. اگر در زمانی حس می‌کنیم که باید متنی بنویسیم، بنویسیمش. اگر باید کدی را اصلاح کنیم، اصلاح کنیم. اگر باید قطعه موسیقی بنوازیم یا بنویسیم، این کار را انجام دهیم. احساسِ ما در بسیاری مواقع می‌تواند حکم استارتی داشته باشد که موتور محرکه ما به آن نیاز دارد. موراکامی پس از این تصمیمش، بارِ خود را می‌فروشد و به شغل تمام وقت نویسندگی روی می‌آورد و بسیاری از جوایز مهم را نیز دریافت می‌کند.

بخوانید  درست و مناسب درخواست کنیم و درست پاسخ دهیم

موراکامی در کاری که انجام می‌دهد استمرار دارد. یکی از نمونه هاش دویدن های هر روزه اون هست. نکته ای که در این کار موراکامی انجام میده، رقابت با خودش هست. موراکامی سعی می‌کند هر روز کمی از روز پیش بدود. کمی رکورد خودش را بهبود ببخشد و پیشرفت خود را ببیند. او در مسابقات ماراتون هر ساله شرکت می‌کند، اما تنها به ارتقای رکورد خودش فکر می‌کند و نه قهرمان شدن. ما هم می توانیم هر روز کمی کارهایمان را کمی (تنها کمی) بهتر انجام دهیم. همین کم کم پیشرفت کردن، می‌تواند در زمانی معقول باعث پیشرفت بسیار زیادی برای ما به ارمغان بیاورد.

موراکامی از نظر من تنها یک نویسنده نیست. او نویسنده ای است که می‌تواند الگوی بسیار از کسب و کارها و حتی خود ما باشد.

پست‌هایی که احتمالا دوست دارید بخوانید

۵ نظرات