یک رهجو

خرید آگاهانه، نقد منصفانه، طرفداری متعصبانه

همین اولش بگم که اگر اسمی از آیفون و مک و ویندوز و لینوکس میارم، نه قصدی دارم و نه چیزی. فقط مثال هایی هست که دیدم. همین!

مدت هاسj که موضوعی به شدت ذهنم رو مشغول کرده. موضوعی که میشه اون رو به بخشی از فرهنگ مصرف گرایی و تجمل گرایی نسبت داد، یا شاید هم موج سواری بر رو تبلیغات. این موضوع اگر نگیم در فرهنگ ما داره نهادینه میشه، میشه به راحتی اون رو در جمع های کوچیک و دوستانه خودمون هم اون رو ببینیم. این موضوع که شاید در ابتدا خیلی زیاد و آزاردهنده نبود ولی رفته رفته داره زیادتر میشه و شاید در آینده ای نه چندان دور به موضوعی بحرانی تبدیل بشه.

موضوعی که زیاد دیده میشه اینه که اینروزها خیلی از افراد وقتی دستگاهی میخرن، کامپیوتری عوض می کنن و حتی جدیدا از برنامه ای استفاده می کنه(مثل اینستاگرام) و  حتی وسیله غیر الکترونیکی عوض می کنن، تو جوامع مجازی و غیر مجازی هی در جهت بالاتر نشون دادن وسیله خودشون و تخریب بقیه هستن. شاید اگر این موضوع در جمع های دوستانه جنبه شوخی و یه هم شیطنت دوستانه داشته باشه، اما گاهی می بینیم که خیلی ها پا رو از این جمع ها فراتر میذارن و شروع می کنن به تخریب شخصیتی و دستگاهی. همه این موارد هم فارغ از این هستش که هر کسی به چه چیزی نیاز داره، یا با چی راحت تره.

بیایم اینطوری موضوع رو ببینیم. یه موقعی گوشی های گرون قیمت مثل اپل تو بازار کم بودن و تعداد کمتری از افراد به این نوع وسایل گرون و گاهی تجملی دسترسی داشتن. همه در یه سطح بودن تقریبا و امکانات هم همینطور. حالا اینروزها همه به اونواع و اقسام گوشی ها، تبلت ها و … دسترسی دارن. اما موضوع اینه که واقعا چرا باید این چیزها رو تو چشم هم بکنیم؟ یا با یه لحنی به طرف مقابلمون این رو بگیم که تو گوشیت فلانه و مال من خیلی خفنه؟!

بخوانید  اقتصاد پیشرو با کلیک های پول ساز

حکایت، حکایته لینوکس و ویندوز چند ماه و این چند سال اخیره. موضوع اینطوری شده بود که هر کسی ویندوز داشت آدم بی سواد و خزی به چشم می اومد و هر کسی لینوکس رو حتی نصب می کرد، خیلی خفن و شاخ و با سواد بود. حالا اگر طرف اصلا هم استفاده نمی کرد از لینوکسش، همین که نصب بود کلی بحث و جدل درست میشد. یا آیفون و مک بوک دارها با بقیه و حتی بلعکس. یکی آیفون می خره اون رو می کنه تو چشم بقیه که این اینطوریه و اون یکی با آپدیت ICS آندرویدش هی میگه ببین ما اینا رو داریم شما نداری. این هی با سبکی لپتاپش پز میده اون یکی با شفافیت نمایشگرش.

همه این موارد و اختلاف ها تو دستگاه ها طبیعی و قابل قبوله. بالاخره هر شرکتی تو یه مواردی قوی تر هستش و تو یه مواردی ضعیف تر. مهم اینه که اونها بازار هدفشون رو میشناسین، تحقیق می کنن و بر اساس همون اطلاعات و نتایج محصولی رو تولید می کنن و می فروشن. ما هم مصرف کننده هستیم در اغلب موارد و با توجه به جو بازار گاها انتخاب می کنیم. دقیقا چیزی که میخوام الان خلافش رو بگم.

اگر جو و جذابیت تبلیغاتی محصولات رو بذاریم کنار، موضوعی که باید بهش توجه کنیم اینه: “با چه دستگاهی راحت تریم و کدوم یکی به درد ما می خوره” اینکه من هیچوقت از لینوکس استفاده نمی کنم و اون رو حتی نصب هم ندارم (گاها نصب می کنم رو فلش مموری، تستی می کنم و دوباره بر می گردم به سمت ویندوز) نه دلیل میشه که لینوکس بده و نه دلیل میشه چون من یه آدم ویندوزی هستم آدم بی سوادی هستم. تنها دلیلش اینه “ویندوز ابزاریه که من باهاش راحتم و کاری که انجام میدم مبتنی بر اونه.” یا در مورد موبایل، ماشین، تلویزیون و … این موضوع صادق هستش. شاید کسی باشه در حد نیاز همون موبایل نوکیا ۱۱۰۰ هم کافی باشه و نیازی نداشته باشه که آیفون ۴s بخره و الکی باهاش کار کنه.

بخوانید  گیک بیمار نیست، عاشق است

موضوع دیگه، موضوع جو زدگی ما هستش. نمونه ساده همین جو زدگی، همین عکساش شدن خیلی از جوون های ما هستش. من با این موضوع که اگر کسی علاقه داشت و خواست کاری انجام بده، باید اون کار رو حتما پیگیری کنه  صد در صد موافقم. اما فرضا هنوز طرف اصول عکسای رو یاد نگرفته اما میره یه دوربین ۱ میلیونی (الان با این اوضاع قیمت ها حتما دو سه برابر شده) بخره و یه لنز فلان قدری هم بندازه روش و از عکسای تنها همراه داشتن دوربین رو بدونه مخالفم. هر چیزی برای استاد شدن و ماهر شدن راه و رسمی داره. من عکاس نیستم اما وقتی کنار عکاس ها می شینم و ازشون می پرسم، اونها هم اولین چیزهایی که می گین دقیقا مخالف هزینه ها و خریدهای گرون قیمت در همون ابتدای کار هستن.“یاد گرفتن اصول ربطی به خرید های چند میلیونی و آنچنانی نداره!”

show off کردن داره به فرهنگمون، اخلاقمون و حتی تو خونه هامون میاد و این خطرناکه. اگر این اتفاق بی افته (که متاسفانه اینطوری داره میشه) نگاه تحقیرآمیز، از بالانگاه کردن، فرهنگ مصرف گراییِ بیهوده به راحتی ما رو به تسخیر در میاره.

موضوع طرفداری و تعصب هم آزاردهنده هستش. اینکه این دستگاهی که هست بی نقص و بدون ایراد هست و اون یکی پر از ایراد و آشغال فقط یه توهم هستش که متاسفانه اجازه نقد منصفانه رو میگیره از ما و چشممون رو کور می کنه. مگر امکان داره که شرکت x پر از ایراد و بدون برنامه باشه و شرکت y سر تاپا آراستگی و خوبی و خوشی؟ خیر همچین چیزی نبوده، نیست و نخواهد بود.این ما هستیم که نباید اجازه بدیم تسخیر بشیم و نقد منصفانه رو با تعصب کورکورانه عوض نکنیم.

 

بخوانید  تولد قهرمان ۵۶ ساله من

 

۱ دیدگاه

  • سلام دوست عزیز … بعضی کلمات رو اشتباه نوشته بودید مثل عکساش! که فک کنم منظورتون عکاسی! بود…
    “نمونه ساده همین جو زدگی، همین عکساش شدن خیلی از جوون های ما هستش.”