یک رهجو

همه ی ما وب زیستان

امروز داشتم مقاله دکتر مجیدی رو تو وب سایتش می خوندم. اسمش هست “ما بچه های وب”. مقاله ای که درباره همه افرادیِ که تو وب زندگی می کنن به نوعی. داشتم بهش فکر می کردم. مطلب جالبی بود. چیزی بود که هممون سال هاس باهاش درگیریم.

دوستان هم سن و سال من، حالا کمی بیشتر یا کمتر، با چیزهایی مثل آتاری، تی‏وی گیم تو دوران قبل از مدرسه و اوایل مدرسه آشنا شدن. مفهمومی به اسم کنسول بازی و اینترنت و این چیزا نبود. یه کم که بزرگتر شدیم، کمودور ۶۴ یا ۱۲۸ و آمیگا و این چیزا شدن اولین جعبه های جادویی ما. با بیسیک برنامه های کوچیک می نوشتیم و برای بازی کردن باید مدت ها منتظر می شدیم که کمودور از روی tape بازی رو لود بکنه و چه مشقت ها… بعد هم که که کامپیوترهای ۲۸۶ ۳۸۶ و … اومدن. اما چرا این چیزها رو به خاطر آوردم؟

شاید برای بزرگترهای ما مفهومی به اسم دنیای مجازی واقعا مفهوم داشته باشه. شاید اونها اینترنت و کامپیوتر و و موبایل و چندین دستگاه دیگه رو واقعا برای زندگی و داخل زندگی خیلی مهم ندونن. اما برای ما چی؟ ما دنیامون با دنیای اونها برابری می کنه؟ آیا ما واقعا داریم تو دنیای مجازی زندگی می کنیم؟ جواب من به این سئوال “نه” هستش.

دنیای واقعی ما با دنیای مجازی ما قاطی شده و به هم پیوند خورده. دیگه نمیشه واقعا مرزی کشید بین دنیای واقعی و دنیای مجازی. من هر روز با دوستای واقعیم (یا همون مجازیم) از طریق اینترنت تماس دارم، هر روز با دیدن مطالبی که از تو اینترنت و از طریق دوستام به اشتراک گذاشته میشن به دانشم اضافه میشه. می تونم تو کسری از ثانیه چند تا مطلب پزشکی یا فنی مهندسی رو که اصلا بهشون اشراف ندارم رو برای خودم یا خونوادم پیدا کنم و از چیزی که دکتر یا مهندسی که دیشب درست جوابمون رو نداده سر در بیارم تا حدی. می تونم با دیدن ویدئوهای مختلف طرز کار دستگاه های مختلف رو ببینم و برای خرید کردنشون اونها رو با هم مقایسه کنم. چون فروشنده ای که تو مغازه هست اطلاعات درستی نداره. اما من این اطلاعات رو راحت پیدا می کنم. میتونم با دوره های آنلاین فلان دانشگاهی که اون طرف دنیا هستش و من حتی شاید نتونم تو طول زندگیم برم اونجا شرکت کنم و ازشون استفاده کنم. برای سفر کردنم با دوستام مشورت می کنم و از سایتهای مخصوص اینکار استفاده می کن و از طریق اینترنت هتل مورد علاقه ام رو پیدا می کنم و بعد از بررسی هام اون رو رزرو می کنم. غذام رو می تونم آنلاین سفارش بدم و با دوستام که تو قاره های مختلف هستن همزمان صحبت کنم.

بخوانید  قوانین مورفی و محل کار

ما با فرهنگ جدید و سبک جدیدی از زندگی آشنا شدیم و خودمون شکلش دادیم و در بارور شدنش مشارکت کردیم. ایمیل، وب سایت، وبلاگ، رسانه های شخصی شده، شبکه های اجتماعی که برای هر قشر خاص و با هر سلیقه خاصی رشد کردن، سبک جدیدی از دانشنامه ها، و خیلی موارد دیگه که خودمون در ساختن و آبادکردنش شریک بودیم. این دنیا برای ما مجازیِ هستش؟ ما تو اینترنت زندگی می کنیم. 320606_119167234857923_100002939419670_118795_288675083_n

وب و کامپیوتر نه تنها خیلی چیزها ازمون نگرفته، بلکه خیلی چیزها رو بهمون داده. ممکنه از نظر دیگران منزوی شده باشیم، ممکنه که فکر کنن تعاملات ما کم شده باشه، ممکنه که حتی ما رو معتاد خطاب کنن ،اما باید توجه کنیم که این موضوع از دید کسانی هستش که تو دنیای ما نیستن. دنیایی که برای ما واقعی هستش و برای اونها مجازی.

ما با کامپیوترمون توی اینترنت زندگی می کنیم. دنیای مجازی دیگه برای ما مفهمومی نداره. شاید دنیای واقعی برامون مجازی شده باشه. شاید ما آلیس هایی باشیم در سرزمین عجایب. سرزمین عجایبی که برای ما واقعی و برای خیلی ها مجازی هستش.

پست‌هایی که احتمالا دوست دارید بخوانید

۱ دیدگاه