یک رهجو

۳ راز درباره اثرگذاری توسعه دهندگان

چندی پیش بیل تیلور  مقاله‏ای درباره برخی ایده‏های اثرگذار توسعه‏دهندگان در HBR منتشر کرده است که من مایلم به آن اشاره‏ای، هرچند کوتاه داشته باشم. در این مقاله مجموعه‏ای از دلایل مختلفی که چرا توسعه‏دهندگان متبحر می‏توانند بسیار بیشتر از توسعه‏دهندگان متوسط و معمولی اثرگذار و کارا باشند را جمع‏آوری کرده‏ام. مواردی که از نظر بیل ممکن است ما را وادار کند تا کمی بیشتر درباره افرادی که می‏خواهیم به استخدام خود در بیاوریم بی‏اندیشیم.

Software-Development (Mobile)

 

چند ماه پیش در مقاله‏ای که در New York Times به چاپ رسید و درباره جنگ استعدادها در دره سیلیکون بود، مارک زوکربرگ، مدیرعامل جوان  سایت Facebook نظری داد که بلافاصله دهان به دهان چرخید و باعث شد زمان زیادی روی آن تفکر شود.  او گفت :”کسی که در نقش و وظیفه‏ای که دارد به شکلی کاملا بی‏نظیر و استثنایی عمل می‏کند، بسیار مفیدتر و سودمندتر از کسی است که در آن نقش فقط خوب عمل می‏کند.” او در پاسخ به این سئوال که چرا حاضر شده است برای خرید سایت فرندفید (FriendFeed) مبلغی معادل ۴۷ میلیون دلار، یعنی رقمی معادل ۴ میلیون دلار به ازای هر کارمند پرداخت کند، پاسخ داد: “چون هر کدام از آنها ۱۰۰ برابر بهتر از افراد معمولی عمل می‏کنند!”

شاید در وهله اول این مبلغ، پول بسیار زیادی به نظر برسد. اما بیل برای اثبات اینکه این پول می‏تواند یک سرمایه‏گذاری سودمند باشد، مورد را بررس کرده است. او برای این کار دست به یک مقایسه تحلیلی با فوتبالیست‏ها، بازیکنان هاکی و حتی تحلیل‏گران بازارهای وال استریت زده است. او از این تحلیل و بررسی نتیجه گرفته است که محیط و وضعیت موجود، بسیار تاثیرگذار و مهم بوده و ارزش توسعه‏دهندگان به طور قابل توجهی می‏تواند بیش از اندازه باشد. بدون شک شرایط محیطی نقش مهمی بازی می‏کنند اما این ادعا همچنان باقی است که کارفرمایانی که در دره سیلیکون حضور دارند در مورد توانایی توسعه‏دهندگانی که به خدمت می‏گیرند بسیار اغراق می‏کنند. این موضوع از سخنان مارک زوکربرگ و مارک اندریسن – مقاله ۵ برنامه‏نویس عالی به جای ۱۰۰۰ برنامه‏نویس متوسط – کاملا مشهود است.

او ضربه نهایی را با مطرح کردن یک سئوال مهم وارد می‏کند. اگر شما در حال تاسیس کردن یک شرکت باشید، آیا مایل هستید که یک فرد نخبه را در بخش توسعه خود قرار دهید و یا از ۱۰۰ نفر توسعه دهنده خوب یا متوسط بهره می‏گیرد؟ اگر درحال ساخت یا تولید یک فناوری جدید باشید، از ۵ نفر مهندس نخبه استفاده می‏کنید، یا از ۱۰۰۰ مهندس متوسط؟ خوب شاید این موضوع از نظر شما چندان عاقلانه به نظر نیاید، اما گاهی اوقات خود من هم همینگونه عمل کرده‏ام. تجربه من این گونه بوده است: کار کردن با نخبگان حوزه توسعه نرم‏افزار بسیار بیشتر از آن چیزی که فکر می‏کردم حرفه‏ای و مناسب به نظر می‏رسید.

بخوانید  دانایی توانایی است - مطلب ویژه انتشار ۲۰۰۰مین شماره روزنامه فناوران

حال که کمی موضوع روشن شده است اجازه دهید ۳ افسانه یا راز از مجموعه مواردی که در مورد این گونه اسطوره‏ها وجود دارد را با هم بررسی کنیم.

افسانه اول: تولید نرم‏افزار عملی است که اثر آن فقط برای یک مدت و یک بار باقی است.

اشتباه! این کار، یعنی نوشتن و تولید نرم‏افزار مانند گل زدن در بازی فوتبال نیست که اثر آن تنها یکبار به وجود بیاید. شما گل می‏زنید و تیم شما امتیاز کسب می‏کند. همین! شما می‏توانید امیدوار باشید که تیم شما با گلی که به ثمر رسانده‏اید بازی را ببرد و این گل پایه گذار موفقیت تیم شما و برد آن باشد. اما این گل فقط یک بار به ثمر می‏رسد و اثرگذاری دیگری ندارد.
اما نرم‏افزار دارای یک اثرگذاری گسترده در طول زمان است. این اثرگذاری از لحظه‏ای که نوشتن نرم‏افزار آغاز شده، تا زمان مرگ نرم‏افزار و یا پاک کردن سورس برنامه به جای خواهد ماند.
پس کاملا  واضح است که اگر شما یک برنامه خوب و مفید بنویسید اثر آن مثبت بوده و در طول زمان باقی خواهد ماند: دیگران این اثر را درک کرده، با آن نرم‏افزار به راحتی کار می‏کنند و فعالیت‏های خود را به سرعت و درستی انجام خواهند داد. نرم‏افزارهایی هم که بد و نادرست نوشته می‏شوند نیز اثرشان مشخص است. سیستم در طول زمان دچار پیچیدگی شده، تغییرات در آن به سختی اعمال خواهد ‏شد. همچنین برنامه‏نویسان از کار کردن با این گونه پروژه‏ها و یا حتی استفاده از بخشی خاصی از این پروژه‏ها در سایر بخش‏ها دوری کرده و واهمه دارند. در کل اثرات منفی اینگونه نرم‏افزارها به سهولت قابل مشاهده است. یک توسعه دهنده خوب و نابغه، یعنی  توسعه نرم‏افزار بهتر که خود به معنی افزایش مزایای چندگانه است.

بخوانید  اعتیاد از نوع سایبر

افسانه دوم: تولید یک نرم‏افزار ممکن است خلق کردن به حساب بیاید اما لزوما به معنی خلاقیت نیست.

بی‏شک کدنویسی و به دنبال آن تولید نرم‏افزار به معنای خلق کردن و ساختن است؛ اما معنای خلاقانه بودن آن در بخشی نهفته است که توسعه دهنده درباره مزایای تولید آن چیزی که در حال خلق آن است اندیشیده و تخیل کرده باشد.
اگر موضوع را از پایین نگاه کنیم اینطور به نظر می‏آید: توسط ابزارهای مدرن و چارچوب‏های مختلف شما راه‏های متفاوتی را برای حل یک مسئله خواهید داشت. یک توسعه دهنده واقعا خوب و ماهر جهش‏های خلاقانه داشته و یا ایده‏های کاملا جدید و کاربردی ارائه می‏کند. نتیجه؟ تحویل سریعتر، انعطاف‏پذیری بیشتر، قابلیت اطمینان بیشتر و مواردی از این قبیل است که به جا گذاشته می‏شود.
اما اگر موضوع را از بالا به پایین نگاه کنیم چه؟ یک توسعه دهنده خوب بعد از مدتی، فرصت‏های بسیار خوب و مناسبی را در مقابل خود می‏بیند. این موضوع یک دلیل روشن دارد: او روابطی بین فناوری مورد استفاده و محصول تولیدی خود یافته و دست پیدا کرده است که دیگران از انجام آن عاجز بوده‏اند.

افسانه سوم: توسعه دهندگان برای این وجود دارند که شما بگویید چه می‏خواهید

“این همان چیزی است که…” معمولا سئوال افرادی است که هر آنچه در فکر خود دارند را به همان شکل و در دنیای واقعی طلب می‏کنند. توسعه‏دهندگان ماهر، با شما کار می‏کنند تا بفهمند که شما دقیقا چه می‏خواهید. آنها درباره انگیزه‏های واقعی‏تان سئوال کرده و اغلب شما را با پرسیدن “چرا”های مختلف احاطه ‏می‏کنند. آن چیزی که در انتها رخ می‏دهد این است که شما با چیزی متفاوت از آن چه که در تصور خود ساخته‏اید مواجه می‏شوید که به شما اجازه می‏دهد فعالیت‏هایتان را به طور مستقیم و با سهولت بیشتری انجام دهید. گاهی لازم نیست که برنامه‏ای نوشته شود. شاید تنها کافی باشد به شما طرز استفاده درست از آن چیزی که دارید یک بار دیگر آموزش داده شود. این همان نکته اصلی است. تفاوت بین افرادی با شعار “کارها رو درست انجام بده” و افرادی با شعار “کارهای درست انجام بده”.

بخوانید  فناوری تشخیص نفوذ و پیشگیری از آن

با شفاف‏سازی در مورد این افسانه‏ها و رازهای توسعه‏دهندگان من امیدوار هستم توانسته باشم به روشنی نشان دهم که توسعه دهندگان برتر و نابغه توانایی خلق و ایجاد اثرات مثبت و بهتر بیشتری نسبت به افراد متوسط و خوب را دارا هستند.

 

حقایق دیگر

هرچند حقایق دیگری در مقاله بیل وجود دارد، اما به نظر من همه آنها بحث بر انگیز و مهم نیستند. بله! این درست است که در مورد توانایی‏های برخی از توسعه دهندگان اغراق شده است، این درست است که کار گروهی در طول زمان از فعالیت‏هایی که به صورت فردی انجام می‏شود اثرات بهتر و قابل ملاحظه‏تری دارد، این درست است که محیط تاثیر بسیار زیادی در عملکرد افراد دارد، این درست است که همکاران شما نیز تاثیرات متقابل مثبت و منفی مهمی به جای می‏گذارند، اما این همه حقیقت نیست!

شاید مارک زوکربرگ هزینه زیادی برای خرید ساید فرندفید پرداخت کرده باشد، اما شاید اگر از یک منظر دیگر به موضوع بنگریم، این هزینه چندان هم زیاد نباشد. جمله “۱۰۰ برابر بهتر” در گفته‏های زوکربرگ شاید تنها یک عدد درجمله‏ای باشد که بار تبلیغاتی و رسانه‏ای دارد. اما شاید اثرات این حرف را بعدها در سایر محصولات تولیدی مارک ببینیم.

کاملا واضح است که او یک محصول و تیم کامل تولیدی آن را خریداری کرده است. خریدی که هر یک از توسعه‏دهندگان آن تیم به تنهایی می‏تواند اثرات زیاد و مثبتی بر روی پروژه داشته باشد. اثراتی مانند: کاهش کمبود نیروی انسانی مفید، جلوگیری از تبدیل شدن فرندفید به رقیبی برای فیسبوک، و مواردی از این قبیل.

اما بخشی از واقعیت نیز در اینجا نهفته است. شما گاهی محصولی می‏خرید یا می‏فروشید که فقط با ۵ مهندس طرف نیستید و شاید مجموعه‏ای ۱۰۰۰ نفری را در مقابل خود داشته باشید. مورد دوم نیز این است: معادل قرار دادن ۵ نفر مهندس نخبه با ۱۰۰۰ مهندس متوسط و خوب تنها یک واقعیت  کاذب است! موضوعی که حتی مارک زوکربرگ نیز آن را می‏داند و درک کرده است.

پست‌هایی که احتمالا دوست دارید بخوانید

نظر دهید