یک رهجو

ژانر علمی-تخیلی: مقایسه یا پذیرش

مدتی هست که دوباره به لطف یکی از دوستانم به خوندن، دیدن و صحبت کردن در مورد ژانر علمی تخیلی روی آوردم. هرچند این روی آوردن عمدا تو بخش فیلم و انیمه بوده. اگر انیمه(که من چندان در دیدن و درک کردنش تجربه ای ندارم و فقط چند قسمت از یک مجموعه رو دیدم) رو کنار بذاریم، اختصاصا می خوام در مورد دیدن و لذت بردن از ژانر علمی-تخیلی صحبت کنم.

من معمولا تنها فیلم میبینم و یا در گذشته که فرصت بیشتری داشتم، تنها به سینما می رفتم. اما خوب بارها پیش اومده که مجبور بودم یا دوست داشتم فیلمی رو که خودم دیدم و ازش لذت بردم رو با جمع قسمت کنم و با هم ببینیم. چون به نظرم فیلم خوبی بوده و دوست داشتم که اونها هم از دیدنش لذت ببرن. حالا این فیلم هرچیزی می تونسته باشه. از فیلم رمانتیک و خانوادگی تا فیلم های علمی تخیلی که موضوع بحث من هستند.

یکی از مشخصه های ژانر علمی-تخیلی، رها شدن ذهن نویسنده به فضا و زمانی هستش که یا در عالم واقعیت وجود ندارد، و یا مربوط به زمان و مکان دیگری است. در این سفر به زمان و مکان اگر از قوانین علمی و یا حتی دستمایه های آن بهره بگیریم داستان ها و روایت های بی نظیری خلق می شوند. شاید چیزی که برای ما به تصویر کشیده می شود، با آن چیزی که در ذهن ما یا حتی در واقعیت وجود دارد کاملا متفاوت است. اما وقوعش محتمل و در آینده حتی قریب والوقوع باشد. 

بخوانید  بهار، تابستان، پاییز، زمستان ... و بهار

اما خیلی مواقع پیش میاد که بیننده از اصل “پذیرش فضای داستان” دور میشه. این اصل رو من خودم برای خودم تعریف کردم و سعی می کنم همیشه ازش پیروی کنم. اصل “پذیرش فضای داستان” برای من خطوط قرمزی رو در پیش از روایت داستان مطرح نمیکنه. بلکه یادآوری می کنه داستانی که داره برای من روایت میشه در چه فضایی هستش و من برای پذیرفتن داستان(همون لذت بردن) باید چه چیزایی رو قبول کنم و با حتی چه چیزایی رو باید از ذهنم دور نگه دارم.

بذارید کمی از ماجرای علمی تخیلی دور شم و برم به فضای بالیود. بله! سینمای هند که طرفداران خودش رو هم داره. بارها شده که من خودم فیلمی از این دسته فیلمها دیدم و حتی شاید لذت هم بردم. فضای رنگی، موسیقی، رقص و آواز، عشق و عاشقی، پیدا شدن خواهر برادری که سالها از هم دور بودن و خیلی چیزهای دیگه که کاملا به صورت کلیشه در فیلم های هندی پیدا میشه و معمولا خیلی هم طرفدار داره. بالیود هم سبک خاصی برای خودش داره که اگر بخواهید فیلمی از اون رو ببینید و ازش لذت ببرید باید فضای فرهنگی-داستانی این ژانر رو بپذیرید، حتی اگر از اون چیزی که مورد نظر شماست خیلی فاصله داشته باشه.

 

 

شبیه به همین موضوع هم در ژانر علمی-تخیلی وجود داره. داستانی پر از رباتها، سفرهای درون شهری یا ابزارهای عجیب، ابرقهرمان هایی که از بین نمیرن، پرواز می کنن، حرکات عجیب انجام می دهند و خیلی موضوعات دیگر به علاوه موارد علمی مختلف، دستمایه این داستان ها هستند.

بخوانید  تخیل نکن! تخیل مردنی است

برای درک این فضا باید اون چیزی که محدودیت مورد پذیرش درک شما از وقایع هست را کنار بذاریم و اصلا پذیرش فضای داستان رو جایگزینش کنیم. چه اشکالی داره که مردی از آهن بتونه به آدم بدها غلبه کنه و در میان ما هم زندگی کنه؟ از کجا معلوم که روزی رباتها به انسان ها حمله نکنن؟ از کجا معلوم روزی انسان مجبور به ترک زمین نشه وبه  جایی دیگه مهاجرت نکنه؟

همه این موارد ممکن است که در عالم واقعیت رخ نده، اما در عالم تخیل اجاره بدید چیزی که برایتان عجیب و غیر قابل باور هست، رخ بده. مگر زمانی که در کتاب ها و داستان ها رویای سفر به ماه و سفینه فضایی و … وجود داشت کسی می توانست آن را باور کند؟ چیزی که در زمانی به صورت علمی-تخیلی بود در زمان دیگری به وقوع پیوست.

داستان های علمی –تخیلی فضایی باز از ذهن نویسنده داستان را به نمایش میگذارند که برای فهمیدن و لذت بردن از آن نباید درگیر قید و بندهای دنیای واقعی بود.

نظر دهید