یک رهجو

چیزی ندارم

تو مرا به نام می خوانی، نام ات را نمی دانم.

توبه من اشاره کردی، اشارت نمی توانم.

من،

برای آن که چیزی از خود به تو بفهمانم،

جز چشم هایم چیزی ندارم.

بخوانید  همه ترس های من

نظر دهید