یک رهجو

ماه من

 

شب،

آسمان را نگریستم

آنجا بود،

درخشان و نقره‌ای،

بزرگ و زیبا،

بخشنده و مهربان.

سفر کردم.

دیگر در آسمان نبود.

اما مهتاب من

تو،

درخشانتر،

بزرگتر،

و بخشنده تر

تاریکی های دلم را

روشن می کنی.

باشد تا همیشه باشی.

 

مهر ۸۶ – کلاس تاریخ اسلام

بخوانید  مورچه های دیجیتال در برابر کرم ها

نظر دهید