یک رهجو

عشق تو

عشق تو
به دشت های سر سبز زیبایی بخشیده
تا وقتی که عاشقم
زندگی زیباست
و زیبایی دنیا
از عشق تو زاده شده است .

 

دشت ها و چمنزاران
به رنگ گلها می خندند
و انگار کوهها
همان کوههای قدیمی نیستند
از وقتی که عاشق تو شده ام
انگار ، دریا
به ترانه ای بدل شده است

از وقتی عاشق تو شده ام
از شادی
در پوست خود نمی گنجم
در چهره ها
از خشم و اندوه و مه خبری نیست
انگار ، تمام آدم ها
خوب و مهربان شده اند …

فکرت قوجا

بخوانید  کاش...

نظر دهید